در این پروژه، میتوان به این تأمل بازگشت که در وضعیت پیشاسرمایهداری، هنرمند و کارگر یدی در یک ردیف میایستادند و صنعتگر، آن کارگر خلاق، از جایگاهی شایسته و درخور برخوردار بود؛ جایگاهی که از رهگذر مهارت، ابتکار و کاربست خلاقانهی دست و ذهن تکوین مییافت. آنگونه که گستانه اشاره میکند، «هنرمند و کارگر در زیر علامت رادیکال به اشتراکاتی بنیادین میرسند؛ اشتراک در آفرینش، در رنج ساختن و در دلمشغولیِ تحقق معنا در ماده.»
این پروژه با الهام از منطق بافت شکل گرفته است؛ جایی که اجزای منفرد، در همنشینی با یکدیگر، به جمع بدل میشوند. به این ترتیب، نمایشگاه پیشِ رو استعارهای است از تجربیات فردی که در بستری مشترک، به امکان اعتلا دست پیدا میکنند؛ هنر اگر معطوف به زمانهی خود باشد، قریب به یقین باید در نسبت با رسانهها و امکانهای اکنون تکوین یابد؛ جایی که معنا، در گسترهای سیال، میان ماده، ذهن و تجربه جریان پیدا میکند و به تدریج، به افقی ماندگار نزدیکتر میشود.
رابطهی هنر و صنعت، در سیر تغییر و تحول خود، همواره واجد همین پیچیدگی و لایهمندی بوده است. در گذشته، صنعتگران با قلماندازی استادانه در خلق فرش، منسوجات و دیگر اقلام، حساسیتهای هنری را در بطن کاربستهای روزمره متجلی میکردند. این آثار، اگرچه از منطق تولید انبوه فاصله داشتند، اما بهمثابه گنجینهای تبارمند، در اقتصاد و زیست فرهنگی جوامع نقشآفرینی میکردند. قالیبافی در ایران نمونهای شاخص از این ساحت است؛ عرصهای که در آن، نقشمایهها و طرح و رنگآمیزی اصیل، در طی زمان تکوین یافته و به احیا و بازآفرینی میراثی ماندگار انجامیدهاند. فرش، نهفقط یک شیء کاربردی، بلکه روایتگر تاریخ و حامل لایههایی از معنا و زیست بوده است. شاید همیشه فرش در ذهن ما همچنان با تعریفی سنتی و تثبیتشده تداعی شود؛ ابژهای آشنا که کارکرد آن از پیش معلوم است. آنچه در این نمایشگاه رخ میدهد، فاصلهگیری مصممتر از همین تصور است. این آثار، نه فرش به معنای متعارف آن، بلکه ابژههایی هستند برای پهن شدن در گسترهی زیست امروز، در خانه، اتاق یا فضای کار، بیآنکه الزاماً در همان چارچوبهای پیشین تعریف شوند.
ملیکه حسینی / بهار ۱۴۰۵
استیتمنت:
نمایش شمارهی سه «کارخانهی هنر لیکه» تلاشی است برای بازاندیشی در مرزهای میان هنر و صنعت؛ جایی که تولید صنعتی نه صرفاً بهعنوان فرآیندی کاربردی، بلکه بهمثابه بستری برای خلق معنا و بیان هنری در نظر گرفته میشود. این پروژه با تمرکز بر صنعت فرش ماشینی، به عنوان یکی از محصولات پرکاربرد، امکانهای نوینی را برای همافزایی هنر و طراحی معاصر با فرآیند تولید انبوه فرش ماشینی جستجو میکند.
در این پروژه، فرش ماشینی از جایگاه صرفاً تولیدی خود فاصله میگیرد و بهعنوان یک مدیوم هنری بازتعریف میشود؛ ابزاری که محدودیتهای فنی آن، به بخشی از فرآیند خلق اثر تبدیل شده است. این جابهجایی نگاه، امکان شکلگیری آثاری را فراهم میکند که در مرز میان یکتایی اثر هنری و قابلیت تکثیر مکانیکی/صنعتی قرار میگیرند و از منظر کیوریتوریال، این پروژه نهفقط نمایش مجموعهای از آثار، بلکه ایجاد یک میدان تعاملی میان هنرمندان و صنعتگران است؛ جایی که دانش فنی و خلاقیت هنری در هم تنیده میشود. این همنشینی، علاوه بر ایجاد ارزش افزوده برای محصول، امکان معرفی هنر به مخاطبانی گستردهتر را فراهم میآورد و مسیرهای تازهای برای حضور هنرمندان در عرصههای غیرگالریمحور میگشاید.
«پیوند هنر و صنعت» در نهایت، تلاشی است برای آنکه هنر در متن زندگی روزمره جریان یابد.
پگاه بهروزفر